مهديس (فاطمه)مهديس (فاطمه)، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

همچون ماه

وقتی می خندی

عزیز دل مامان وقتی می خندی انگار دنیا رو به من و بابایی می دن   دوستتتتتتتتتتتتتتتتت دارم خیلی زیاد ...
23 مرداد 1390

اولین مهمونی افطار

  اولين پنجشنبه ماه رمضان مامان جون يه مهموني گرفته بود و همه دايي ، خاله عمه و عموها و بچه هاشون رو براي افطار دعوت كرده بود  ماهم حسابي به خانم خوشگلمون رسيده بوديم. اينم عكس ...
23 مرداد 1390

اولین حمام توسط مامی

سه شنبه هجدهم مرداد درحاليكه دوماه و بست ودو روزه بودي براي اولين بار مامي شما رو برد حمام.   كلي بهمون خوش گذشت و اصلا اذيت نشدي و برعكس هميشه كه بعد از حمام خيلي خسته مي شدي و مي خوابيدي ، اين بار اصلا نخوابيدي و كلي هم سرحال بودي و با بابايي بازي كردي . قربون چشات برم عكسم برات مي ذارم.     ...
23 مرداد 1390

روزهایی که خوب نبودن

چند روزي بود كه عسلم لبش رو به اصطلاح مي گزيد. شايد جاي دندون هاش اذيتش مي كرد. پنجشنبه هم رفتيم خونه عزيزش و چند تا پشه اومده بودن داخل پشه بند خانم خوشگل ما. اين شد كه جاي گزيدگي و جاي دندون حسابي دختركم رو كلافه كرده بود. دستهاي كوجولوش يا توي دهنش بود يا داشت به موهاي قشنگش جنگ مي انداخت. الاهي قربونش برم كلي اذيت شد. جمعه شب دندونيش رو گذاشتم تو دهنت گاز زدي كلي خوشحال شدي فهميدم حدسم درست بوده. خلاصه هرجوري بود خوابوندمت صبح شنبه هم از داروخونه يه پماد براي رفع خارش جاي گزيدگي خريدم. يواش يواش سرحال شدي و آخر شب قربونت برم با صداي بلند مي خنديدي. خدارو شکرررررررررررررررر ...
23 مرداد 1390

مامان جون دستت درد نکنه

مامان جون وقتي فهميد يه نيني تو دل مامي هست حسابي خوشحال شد و رفت پارچه خريد و اينارو براي نيني تو دل مامي دوخت. انگار اصلا يادش رفته بود كه ميگرن داره و آرتروز گردن و زانو؛ و نبايد پشت چرخ خياطي بشينه وگرنه بدتر ميشه. از شور و شوق اومدن يه عضو جديد به خانواده همه دردهاش رو فراموش كرده بود. دلبند مامي ششمين نوه مامان جون محسوب مي شه. دخملم تولدت مبارك!! ...
20 مرداد 1390

مادرممممممممممممم

به سلامتي مادرم كه به خاطر من شكمش را بزرگ كرد. به خاطر او كه خط چشمش را با عينك عوض كرد، به خاطر او كه ميهماني هاي شبانه را با شب بيداري در كنار من عوض كرد، پول كيفش را با پوشك بچه عوض كرد. به خاطر آن مادري كه همه چيز را با عشق عوض كرد. ببينيم چند فرزند... مغرور از داشتن مادر اين پيام را روي ديوارشان مي چسبانند. من هم اين متن رو كپي كردم و چسباندم
20 مرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به همچون ماه می باشد